سرویس تاریخ «انتخاب»: منوچهر هاشمی، رئیس اداره هشتم ساواک بود. وی از سال ۱۳۴۲ تا انتهای زمان خدمت یعنی شهریور ۵۷ که خود را بازنشسته نمود، مدیر اداره کل ضد جاسوسی ساواک بود.هاشمی دلیل بازنشسته کردن خود را عدم اعتقاد به مقدم که به تازگی به ریاست ساواک رسیده بود عنوان کرده است.منوچهر هاشمی در آستانه سقوط حکومت پهلوی از ایران خارج شد و دربارهٔ زندگی و اقداماتش در ارتش و ساواک، کتابی با عنوان «داوری: سخنی در کارنامه ساواک» منتشر کرد. «انتخاب» روزانه بخش هایی از مصاحبه هاشمی با تاریخ شفاهی هاروارد را منتشر میکند.
تیمسار در بین سازمانهای دولتی و عمومی چه سازمانهایی یا دستگاههایی بیشتر مورد توجه سازمان امنیت بود از این نظرها که میفرمائید از نظر مراقبت در پرسنلش عرض شود که، در اسناد و مدارکش، و از جهتهای دیگر از جهت سیاسی به خصوص.
ج - سازمانها تمام طبقه بندی بودند سازمانهای حساس بود طبقه بندی داشتیم به اصطلاح، فرض کنید دربار، نخست وزیری، وزارت امورخارجه، بعضی سازمانها واقعا مثلا پرسنلی که میخواستند برای آنجا وارد خدمت بشوند یا منتقل بشوند روی اینها خیلی دقت بیشتر میشد. برای اینکه با اسناد طبقه بندی شده بیشتر سروکار داشتند، با اسرار مملکت بیشتر سروکار داشتند، نقاط حساسی بودند دیگر، آنجا وظیفـــــــــــــــه به یک صورت دیگر بود و اما در دانشگاه بیشتر مراقبت از نظر همان رسوخ افکار ضد ملی بود و نگرانی همیشه از اینجا بود که گروههای مخالف رخنه بکنند به وسیله بعضی از استادان یا دانشیاران افکار دانشجویان را در جهتی خلاف مصالح مملکت هدایت بتنند آن توجه در آن محیطها چون مسئله سند و این جور جیزها که سرو در آنجا نبود. با اماکن یک چیز قابل توجهی در دانشگاه که نبود که توجه بشود.
س - بله ساختمان مهم نیست
فرض کنید پست و تلگراف توی آن دستگاه میکروویو اینها مثلا فرض کنید به آنجا توجه بیشتر میشد که یک وقت آنجا کسـ نفوذ نکند مثلا یک خرابکاری میکند برای مملکت مدتها کارش ... هر کدام از دستگاه یا به یک نقطهای که حساسیت و اهمیت داشت آنجا بیشتر توجه میشد این هارا خود وزارتخانه و سازمانهای دولتی خودشان غیر از دانشگاهها و فرهنگ که مسئله خوب، دانشجو اصلا جدا از این مسائل بوده آنها را خود وزارتخانه بررسی میکرد میگفت که ما فرض کنید اسنادمان در فلان اداره در فلان قسمت متمرکز است فقط آنجا سند سری یا فلان دستگاه حساسی داریم که برای داریم بقیه جاها هیچی ... مسئلهای ما خیلی اهمیت حیاتی دارد این جور بعضیها هم میگفتند مثلا حیاتی حساس یا یک همچین چیزی طبقه بندی مخصوصی داشتند اینستکه بیشتر خود دستگاهها مراقبت بودند و ما فقط مامور بودیم، هدایت میکردیم، کمک میکردیم، به صورت مشاور مشاور
س ـ در ارتش هم چنین وضعی داشتید یا نه؟
ج - یک بخش نظامی هم ما داشتیم از یک جایی که احساس میکردیم که کمونیستها قصد نفوذ دارند توی ارتش آن بخش نظامی با ارتش همکاری میکرد اطلاعات میداد. خود ارتش ضد اطلاعات داشت، دیگر با آنها همکاری داشتیم اما یک بخش نظارت در عین حال داشتیم.
س - تیمسار سازمان امنیت بر ادارات دولتی دیگر آیا تسلطی نداشت به خصوصی در شهرستانها و فارس و در خراسان که شما بودید یا نه؟ چه نوع رابطهای با ادارات دیگر داشت؟ و رابطهاش با استانداری چگونه رابطهای بود معمولا؟
ج ـ من باید خدمتتان عرض کنم که در واقع سازمان امنیت چشم و گوش دولتها بوده یعنی مسائلی که میشنید مسائلی که میدید میتوانست و از اول و اصلا اساس وظیفهاش این بود دیگر، در استانها بهترین مشاورین میتوانست برای استاندارها بشود، منتهی اینها بستگی داشت به یک مقدار سلیقه اشخاص، شما میدانید، یک رئیس سازمانی بود میخواست برود آنجا یک نوعی برای خودش یک قلمروئی درست کن و یک نوع حکومتی بکند یکی نه، انسانها بودند دیگر، یک استانداری هم میآمــــــــــــد بیجهت مثلا با یک رئیس سازمان امنبت از روز اول که همان روی آن تبلیغات است. میخواست بگوید که نه من به اصطلاح، همه کاره من هستم و نمیدانم، هیچکس هیچ کاره یک استاندار میآمد با یک رئیس سازمان امنیت از روز اول میگفت که، باید دست به دست هم بدهیم و بتوانیم بیشتر خدمت کنیم.
دوره بیستم انتخابات که شد، به استانداری ها گفته بودند که اگر در جایی دیده شد که احساس کردید این کاندیدا زمینه محلی ندارد، آراء ندارد، نمیتواند وکیل بشود، میتوانید یک فرد دیگری را پیشنهاد کنید یا فرد دیگری؛ تا اینجا هم آزادی عمل همیشه داده میشد هیچوقت این نبود که حتما یک این بخصوص را، موارد البته پیدا میشد که دکتر فقیهی شیرازی یا امثال اینها را گفتم، اختلافات محلی بود حاضر بودند که دو طرف هیچکدام نشود، همیشه یک کسی از خارج بیاید، و الا مرکز دلش میخواست همیشه انتخابات من تا آنجایی که دیدم، طبیعی بشود و غیر از چپی ها، غیر از کسانی که واقع طرفدار کمونیسم بودند در مورد سایرین هیچوقت زیاد چیز نمیکرد.